حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2363
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
و پارتيها ، كه براى حمله حاضر شده بودند ، ديدند ، وضع بكلّى غير از آن است ، كه آنها مىپنداشتند . آنها تصوّر ميكردند ، كه آن روز جدالى در پيش نخواهند داشت ، بل اردوى روم را غارت خواهند كرد و غنائمى خواهند ربود ، ولى روميها بر آنها تگرگ تير بباريدند و بقدرى دلاورى نمودند ، كه دشمن مأيوس گرديد ، امّا چون روميها ميبايست از تپهاى به زير آيند و شيب آن تند بود ، نميخواستند با سرعت حركت كنند و پارتيها با تيروكمان حمله ميكردند . در اين وقت سربازان لژيونها رو بدشمن كرده پيادهنظام سبكاسلحه را در صفوف خود بدين ترتيب داخل كردند : صف اوّل زانو به زمين زده سپرها را بالاى سر گرفت ، صف دوّم نيز به زانو درآمده سپرهاى خود را بالاى سر صف اوّل داشت ، صف سوّم نيز چنين كرد و سپرهاى خود را بالاى سر صف دوّم بلند كرد . بدين ترتيب سپرها ، كه شبيه بامى بود ، منظره پلّههاى طآطرى « 1 » را داشت و براى سربازان پناهگاه مطمئنّى از تيرهاى پارتى ايجاد ميشد ، زيرا تيرهاى آنان به اين بام آهنى آمده از سطح آن ميلغزيد ( بايد در نظر داشت ، كه قبلا پلوتارك گفته ، لشكر رومى از شيبى تند پائين ميآمد ) . دشمنان به زانو درآمدن روميها را بخستگى آنها حمل كرده با نيزه حمله آوردند و در اينوقت روميها برخاسته فريادكنان بپارتيها با نيزههاى كوتاهشان « 2 » ضربتهائى زدند و آنهائى را ، كه نزديك بودند ، به زمين افكندند . ديگران فرار كردند و چون روميها مجبور بودند اين عمل را روزهاى ديگر هم بكنند ، نتوانستند راه زيادى بپيمايند ( همانجا ، بند 48 ) . در اين احوال قحطى كار خود را ميكرد ، زيرا سپاهيان نميتوانستند بىجدال گندم بدست آرند و براى آرد كردن گندم هم آسياب نداشتند ، زيرا اين اسباب را جا گذاشته بودند . جهت اين بود ، كه بيشتر مال بنه تلف شده بود و باقى براى حمل مجروحين به كار ميرفت . گويند قسمت مشروب آتّيك ، كه از گندم ميسازند ،
--> ( 1 ) - Theatre ( نمايشگاه ) . ( 2 ) - epieu ( چوبى بود به طول 4 يا 7 ارش ، كه نوك آهنين داشت - پوليپ ، كتاب 6 )